. siavash Ghomayshi s interview at the tapesh chanal (3)امروز وبلاگ را با دو مطلب آپدیت می کنم که امیدوارم هر دو مورد پسند شما واقع شود . یکی از مطالبی که تصمیم گرفتم جزو آپدیت امروز قرار دهم قسمتی از مصاحبه ایست که در آن شوبرت آواکیان یکی از آهنگ سازان ایرانی ( آهنگ ساز آلبوم جدید ابی، حسرت پرواز ) مسائلی در مورد سیاوش قمیشی عنوان می کند که احتمالا برای طرفداران سیاوش قمیشی جالب خواهد بود و مطلب بعدی مربوط به آخرین قسمت از مصاحبه ی طپش با سیاوش قمیشی است. قسمت اول و دوم این مصاحبه در آپدیت های قبلی به سمع و نظر شما رسید و متن، فایل صوتی و عکس های این مصاحبه همگی در اختیار شما قرار گرفت. اما همان طور که گفته بودم حجم ویدئوی این مصاحبه بسیار زیاد و حدود 700 مگابایت است. می دانید که با سرعت بسیار پائین خطوط اینترنت در ایران آپلود این حجم از یک فایل امکان ناپذیر است و حتی در صورت آپلود، پهنای باند مانع از دانلود آن می گردد. در نتیجه این کار هیچ ثمره ای در بر نخواهد داشت. اما برای اینکه این مصاحبه را به شکل تصویری یه شما برسانیم راه حلی پیدا شد که به نظر جالب و عملی می رسد. برای این کار فایل مربوط به مصاحبه با نرم افزارهای مخصوص تبدیل به فایلی با حجم حدود 14 مگابایت شد. اما پهنای باند برای دانلود این حجم نیز محدودیت و مشکلات فراوان ایجاد می کند. بنابراین بهترین راه حل فرستادن آن، ارسال از طریق Email برای کسانی است که مایل اند این فایل تصویری را به صورت کامل در اختیار داشته باشند. کیفیت تصویری این فایل آن چنان بالا نیست و البته برای یک مصاحبه و با توجه با محدودیت های موجود کافی به نظر میرسد. بر همین اساس دوستانی که مایل هستند ویدئوی کامل این مصاحبه را در اختیار داشته باشند کامنت گذاشته و ای میل خودشان را نیز اعلام کنند یا اینکه مستقیما با Email بنده ( hoomanjiya@gmail.com ) تماس بگیرند تا در اولین فرصت این مصاحبه را برایشان ارسال نمایم. در ضمن تاکید می کنم که برای درخواست این فایل به هیچ وجه از طریق یاهو مسنجر اقدام نکنید چون در اکثر موارد آف های من می پرند و در اوج آسمان به پرواز در می آیند و به هیچ طریقی هم نمی توان آنها را شکار کرد! لازم به ذکر است که کیفیت تصویری فایل طوری تغییر داده شده که برای استفاده در موبایل بسیار مناسب است و با توجه به حجم کم، کیفیت قابل قبولی را به نمایش می گذارد. اینک ادامه ی مصاحبه طپش با سیاوش قمیشی :

آدمی هستی که وقت زیاد داشته باشی ؟ چرا من کاری ندارم من خونه هستم، من بیرون نمیرم. من تا کار نداشته باشم اصلا بیرون نمیرم

یعنی خونه ای هستی ؟ آدمی که برای خونه هست دیگه ؟ بله

یه زمانی یادم میاد که خیلی علاقه داشتی به گل و بوته و نمیدونم ... هنوز ، الانه با فریبا صحبت می کردیم که این 26 تا گلدونه منو که همشون خیلی بزرگن ولی همشون از این نود و نه سنتی ها بودن اینا رو کجا بذاریم که اون آدم آبشون بده اونایی که باید نور بیشتر بخورن من بنویسم کدوم نورین، کدوم اینجوری، هفته ای دو دفعه آب میخوان اینا

26 گلدون داشتی ؟ بله

داری همشون از کوچک و از یک ... آره دیگه کوچیک و... بعد این کار واسه من خیلی خوبه نمیرم چیز گنده ی خوشگل بخرم. چرا یکی دو تا ولی اینا از کوچیکی وقتی بزرگ میشن و تو می بینیشون که بزرگ میشن خیلی جالبه

خوب تصمیم چی شد ؟ تصمیم این شد که فریبا یک خانمی دیگه ای رو آورده که ایشون خودشم کلی داره و دوستم دارن و ما همه ی اینها رو میدیم به اون خانم و می نویسیم که کدوما آب میخوان کدوما نور بیشتر، کدوما مال بیرونن، کدوما مال بالکنن، کدوما مال تو خونه، دم پنجره یا دورتر

خودتم واقعا این کارا رو میکردی ؟ یعنی دونه دونه به اینا میرسیدی ؟ بله ، ویتامین میخورن و خاکشون باید بهم بخوره، که آب که می خوره قشنگ بره پائین. زندن دیگه یه جورایی. سه جور داریم: یکی اینا رو داریم که زندن ولی خوب کاری ازشون بر نمیاد، یه دونه مثل گربه هستش که زندست و حواسشم... تو رو می شناسه و اینا بعد قسمت سومی هم که میشه آدما که حواسشون دیگه جَمعه...

حیوان مورد علاقت گربس ؟ بله

خانواده ی گربه یا گربه ؟ گربه

یعنی در حیوانات غیر اهلی هم باز به دنبال پلنگ و شیر و اینها میری یا ؟ از دیدنشون و حرکت کردنشون لذت می برم ولی فکر نمیکنم که دلم بخواد باهاشون نزدیک تر بشم ( خنده ی امیر قاسمی )

مطمئنم . ببینم حیوان مورد علاقت چیه ؟ گربه

گربس ؟  اهلی . غیر اهلی چی ؟ حالا نه اینکه تو خونت داشته باشی ولی کلا ؟ مار، ولی یادمه یه زمانی گفتم مار یه خانم مسنی بودن گفتن که لابد خودتم مثل ماری که مارو دوست داری، نه. مار نحوه ی حرکتش خیلی زیباست. پوستش فوق العاده زیباست. مارهایی داریم چهار خونه جهار خونه، قرمز و مشکی. زرد و مشکی اینا و این حرکت مدام اینجوریشون

لذت میبری ؟ شاید نه اینکه مثل گربه تو دستم بگیرم و رو پام بذارم نه اما از دیدنش و حرکت کردنش چرا

از چه حیوونی وحشت داری ؟ سوسک ! ( چند لحظه سکوت میشه و امیرقاسمی سروش رو به علامت تعجب تکون میده ) در حدی که یه جایی بودم که سوسک درش اومده تو و من اون تو انقدر زندونی شدم تا یه نفر اومده خونه گفتم آقا در وا کن و یواش که نپره طرف من ( خنده ی امیر قاسمی )

تو رو خدا ؟ از این سوسک های قهوه ای که بهشون میگیم Cockroach قهوه ای ، سریعن و یه خورده تند میرن بعد می ایستن شاخکاشونو اینجوری اینجوری میکنن و تو جاهای کثیف و اینا هستن. آشپزخونه های کثیف

از سوسک می ترسی ؟ خیلی زیاد

یعنی اگه بگن آقا این کاغذ و پر کنید بنویس از یک حیوان شما و حشت دارید ؟ نه بیشتر از اون هم هست اونایی که همه اینجورین ( اینجا قمیشی دستت رو به حالت خزیدن و حرکت عنکبوت وار نشون میده ) راه می افتن ، سوسک در راس ولی عنکبوت، رطیل. رطیل ترس داره واقعا. رطیل داریم اینقدر ( قمیشی دستش رو به حالت نشون دادن یه چیز خیلی کوچیک تغییر میده ) کوچولوئه به اسم Blackwidow تو آفریقا میدونی که اصلا میزنه آدم به دکترم نمیرسه. از اون رطیل ها لس آنجلس هم داریم ولی بزرگترن روی دو پا راه میرن ! ( خنده )

اونا چی تا بزنن تا صبح میرسی یا نمیرسی ؟ اونا اصلا نزدیک بشن کار تمومه

از دست اونا داری در میری ؟ نه از دست اونا دارم فاصلمو حفظ میکنم که چی میگن، یه مسئله ای هست میگن از غافله دور بخواب خواب شتربان نبینی

Ok من مثلا اگه از من بپرسن از چی می ترسی از همون مار خیلی وحشت دارم یا از کوسه وحشت دارم ولی هیچ وقت اصلا، درسته  راست میگیُ اگه اون Blackwidow بیاد آدمو بزنه اصلا راهی نیستش ولی هیچ وقت تو فکرم نمیومدش این مسئله رو. حالا جالب هستش چون یه دوست دیگه ای من دارم ویدا هروی که شمام خوب می شناسیدش او هم از هیچ حیوون دیگه ای نمیترسه غیر از سوسک و از سوسک وحشت داره. بله من اگه یهو برگردم ببینم سوسک رو پامه از مار خیلی بدتره یعنی پریدنم ممکنه خیلی شدید تر باشه تا مار باشه. اتفاقا داشتم میرفتم با یکی دو تا از بچه ها توی... نفرم سومم هم بودم سه نفر بودیم اونا جلوتر بودن. من دوربین دستم بود عکس می گرفتم و ویدئو می گرفتم اینا بعد یکی از بچه ها گفت سیاوش تکون نخور تکون نخور. گفتم چرا؟ گفتن مار بعد دیدم دارن پائینو نگاه میکنم و من نگاه کردم دیدم بین دو تا پای من یا مار انقدر بود البته ( قمیشی دستاشو به اندازه سی سانت باز میکنه ) سرشم بلند کرد و اینا. خیلی آروم از بغلش رد شدم ولی اگه سوسک بود ممکن بود بخورم زمین ( خنده ی امیر قاسمی )

فریاد میزدی ها ؟ من این مسئله رو یه بار رو موش دیدم البته موش تو خونم موش بود از این موش های کوچیک و با میکی بودیم دو تایی خیلی گردن کلفت. مهاجم ؟

مهاجم . بعد دو تا خیلی احساس قلدری، گردن کلفتی ، بعد خلاصه اهل بیت گفتن که آقا یک موش بود ه اینجا همین الان رد شد من گفتم موش، بله موش هی اینور بگرد با ژست و اینا یه دفه موشه اومد بیرون لحظه ی بعد من و میکی روی مبل و این موشه واسه خودش راه میرفت! و ما از وحشت نمی دونستیم چکار کنیم. موشه کوچولو که اصلا قشنگه. من اصلا نمی ترسم از موش موش های انقدری هستن که... نه اونا خیلی زیبان

از تو گاراژ اومده بودش . نرم و خوشگل و گوشای کوچولو و... خانما خیلی می ترسن از موش

حالا بر عکس شده بود اتفاقا من دیدم بقیه افتادن دنبال... ( خنده ) واقعا و میکی به خصوص با اون ماشالله قدش

بله دیدم همه افتادن دنیال موشه دارن هی ( امیر قاسمی دستش رو به حالت کوبیدن نشون میده ) گفتم ای داد بیداد بعد هم گفتن خجالت بکش. بله واقعا

گفتم باشه ولی به کسی نگو ( خنده ) گفتی خودم میرم تو تلویزیون میگم

نه این موضوع مال حدودا 12 سال پیشه من فکر میکنم مشمئز میکنه من فکر میکنم تو هم نمیترسی از سوسک این قیافش این حسش این حالتش. پاهای اَره... دیدی پاهاشون اَره داره

آره اون حسی ، اون نگاهی که میکنی بهشون اون حالتش که آدم رو مشمئز میکنه و ناراحت میکنه. واقعا این مصاحبه ی ما کم کم داره راز بقا میشه

راز بقا میشه ؟ نه یه چیزایی می خواستم به خاطر اینکه همیشه ما از این حرفا زدیم ولی این احساساتو این مسائلی که وجود داره که خیلی دوست دارن خیلی ها علاقه دارن که در رابطه باهاش بدونن که حالا مثلا سیاوش قمیشی از چی میترسه، چی رو دوست داره، چی براش جذاب تره، چی رو خوب می بینه و چی رو بد می بینه، از رنگی که متنفری چیه ؟ بنفش پررنگ

بنفش پررنگ ، پس آبی رو دوست داری ؟ خیلی زیاد

که اگه یه ذره اون ور تر بره آبی که بنفش بخوره و این مسائل... آبی کمرنگ ترش خیلی بهتر تا وسطش

هیچ وقت کروات زدی ؟ نه راستش عروسی نمیرم برای اینکه کراوات نمی خوام بزنم، عزا نمیرم برای اینکه کراوات نمی خوام بزنم، نه نه. کروات ندارم که اصلا بزنم. کت شلوار هم ندارم، کاپشن دارم، تی شرت دارم، شلوارهای گشاد راحت دارم. این کتم دوست داشتم ( اشاره به کتی که تنش هست ) هیمن جوری چون کت چیزی نیستش...

اهل تجملات هستی ؟ به هیچ وجه

به هیچ وجه ؟ اصلا ؟ نزدیکش نمیشی ؟ نزدیکش ممکنه بشم ، نمیخوام داشته باشم نمیخوام خودم توش باشم

موسیقی رو چی ؟ موسیقی برات اندازه ای نداره ؟ موسیقی سنتی رو گوش میکنی ؟ اصلا

موسیقی هیستش که بگی آقا یا خواهشا عوض کنید یا من از این اتاق میرم بیرون ؟ بله

چه نوع موسیقی ؟ همون که گفتی

سنتی ؟ البته سنتی کلمه ی صحیحشه چون خیلیا میگن اصیل و من نمیدونم اگه موسیقی اصیل فقط اصیله پس بقیه ی موسیقیا حروم زادن ؟!

پس موسیقی سنتی رو نمیتونی تحمل کنی ؟ تحمل که میدونی آدم یاد می گیره تو زندگیش خیلی چیزا رو تحمل کنه به هر صورت

ولی تحمل کردنش سخته ؟ بله

کدوم آهنگ این آلبوم ، از آلبوم آخری از همه بیشتر برات جذاب بود جالب بود ؟ آلبوم آخر؟ « تصور کن » خیلی شعرش خوب بود، حقیقت بود انقدر به دل من نشست که من فکر کردم که چرا من نه و این شعر یغما گلروئی رو به همه بگم و واقعا چه خوب بود اون جوری بود و چه بده که این جوریه این همه دعوا مرافه. علی این مسئله که حالا داستان لس آنجلس و آمریکا و اینها نیست ولی تمام دنیا خیلی شلوغ پلوغه و خیلی داره بد میشه زیبایی ها هی دارن کم میشن و مسائل نازیبا، مسائل زشت تر دارن... جنگ ها و تو سر هم بزن، کشته شدن و اونجا... و ضمنا طبیعت هم داره کمک میکنه هی زلزله میاد، طوفان میاد اینا و چیزه دل آدم می گیره

اگه تو زندگیت می تونستی جلوی یه چیزی رو بگیری چه چیزی بود ؟ دروغ ، بهر نوعش خیلی جورا دروغ داریم. از اینجا دروغ داریم که یه مملکتی بلند شه بره یه مملکت دیگرو بگیره بگه میخوام از شر فلانی نجاتتون بدم و مقصود دیگه ای داشته باشه اینم دروغه. جای دیگم بگن به فکر مردم هستیم ولی با داشتن ثروت ها و منابع طبیعی مردمش فقیر باشن بازم دروغه بده. دوست دارم نداشته باشم دروغه. آقا قربان تو دلمون تنگ شده بود ولی مقصودم این نیست تو دلم چیز دیگه ای هست دروغه. همه جورش بده خیلی مشمئز کنندس و از بدم بدتره

اگر از سياوش قميشي به عنوان یک آهنگساز یا ... بگیم شما آهنگساز نبودی، به دنیا نیومدی آهنگساز باشی به دنیا نیومدی خواننده بشی. یک شغل دیگه ای رو انتخاب میکردی تو زندگیت چی بود اون شغل؟ صد در صد نقاشی

باز هم نقاشی ؟ نقاشی ، من از این مسئله که یک آدم بتونه با یه مقدار رنگ و چند تا قلم مو یه بوم بتونه چیزی رو درست کنه، چیزی رو بوجود بیاره که یه آدم دیگه بتونه نگاه کنه و بعد بره اون دورا بره تو اون تپه بره تو اون چمن بره تو اون... لذت میبرم ای کاش بودم و اصلا انقدر نقاشیم خرابه که حتی شکلک هم نمیتونم بکشم

خوب کوبیسم چی ؟می تونستی ؟ بله اگر در زمان پیکاسو بودم ممکن بود می تونستم ( خنده )

ولی اون چجور نقاشی رو دوست داری صبیعت رو دوست داری ؟ طبعیت رو دوست دارم ببینم خیلی بیشتر طبیعت

خیلی بیشتر طبیعت ؟ گفتی رنگ مورد علاقت آبیه . فصل مورد علاقت زرده ؟ پائیزه ، زرد و قرمزه

زرد و قرمزه ؟ این پائیز دلیلش چیه ؟ شاعرانه تره ؟ پائیز ، آره پائیز یه سکوتی توشه، یه سکونی توشه باد هم که میاد حتی چیزی نیست بجمبه چون برگی نیست برگا روز زمینن، رنگین، خش خشی هم مس کنن، بادی میاد آدم یخه ی کتشو بالا میکشه آره خوبه خوشگله

بیست و چند سال پیش آهنگی خوندی به نام پائیز در یک آلبوم انتخابی از شرکت ترانه. براوو به تو خیلی از آدمایی که حتی Fan من هستن و منو خیلی گوش میدن نمیدونن همچین آهنگی هست با صدای من فکر میکنن که فقط با صدای ابی هست من قبل از ابی خونده بودم ابی خیلی دوست داشت اون آهنگو اونم خوند

هیچ وقت اون آهنگو دوباره هیچ وقت در جای دیگه ای هیچ وقت فکرشو کردی ؟ نه اون هم تنظیم بسیار بسیار زیبای ناصر چشم آذر که من فکر میکنم تا امروز به جز واروژان، ناصر چشم آذر بهترین تنظیم کننده بوده. تهرونه و ایشالله که این مصاحبه رو گوش بده و بدونه که من هنوز فکر میکنم من هیچ وقت با بهتر از ناصر کار نکردم به عنوان تنظیم کننده

می بینم امروزه تنظیم کننده هایی که تو باهاشون کار میکنی بیشتر جوون ها هستن بیشتر کسایی هستن که صاحب نام نیستن و سیاوش با اونها کار میکنه. آیا دلیلش کنترل سياوش قميشي روی اونها که راحت تر میتونه کنترل کندشون؟ بگه من اینجوری میخوام، اینجوری کن، اونجوری کن؟ یا اینکه سلیقه ی اوناست؟ نه میدونی که اینجا بچه های ما حتی آرانژر های مسن ترمون هم یاد گرفتن که اینجا آمریکاست رودربایستی وجود نداره. من پول میدم کاری که من دوست دارم باید واسم بکنی. من از تو میخوام این کارو برام بکنی. نمیخوای نکن و منم پولتو نمیدم. در نتیجه کنترل وجود داره، نه. جوون ها، شاعرهامون هم همه جونن. همه بیست و دو سه چهار پنج ساله. برای اینکه هیچ کس نمیکنه این کار رو و من هر چی بکنم کمه و جوون ها باید یکی بهشون برسه دیگه همشون راه سختو و بُکشن خودشون رو تا بیان بالا نیست که یه نفر باید باشه کمک کنه. باید یه نفر باشه اینا رو بیاره تو ویترین بیاره ببیننشون؟

خواننده های جوونمون چی ؟ خواننده ی جوون صداش خوب باشه شخصیتشم خوب باشه من در حدی هم که پول خودم رو خرجش بکنم، می کنم من برای فیروزه خودم دارو آلبوم میزنم. فیروزه هیچ کاری نداره. کمپانیم کاری نداره. خودم دارم همه خرجارو میکنم. برای اینکه هم شخصیتش رو دوست دارم هم صداشو و آلبومشو براش میزنم. حالا بعدا میدمش به یه کمپانی دیگه ولی تمام پولی که خرج کردم حتی درم نیارم مسئله ای نیست از این

خواننده های جوون زیاد اومدن و دارن میخونن فکر میکنی اینا چند درصد خواننده های خوبی هستن یا آینده ای دارن و میتونن ده پونزه سال دیگه بیست سال دیگه جایگزین خواننده های قدیمی و خوش صدای ما بشن ؟ بیست درصدشون خواننده های خوبی هستن، دو سه درصدشون ممکنه بمونن در حدی که تو میدونی

آها ، دو سه درصد ؟ موسیقی امروزه نه فقط در اروپا، نه فقط آمریکا و در داخل کشورم که به زبان فارسی انقدر علاقه و اهمیت نشون داده میشه در اومده که شاید فارسی فارسیه نیست شاید خوندناش، ترانه هاش ترانه های با قافیه و به اون صورت نیست و آلبوم ها داره فروش میکنه و طرفدارای بسیار زیادی داره چی فکر میکنی نسبت به این مسئله؟ اینجوری فکر میکنم که بحث خوبی کردی من توی تلویزیون دیگه ای که من به جز طپش کم مصاحبه میکنم یک دونه مصاحبه داشتم و با آقای منصور سپهربند در تلویزیون جام جم گفتم که آقا، سوال کرد که شاعرا چرا کار نمیکنی با ايرج جنتی عطايی؟ گفتم ایرج جنتی عطایی یا شهریار قنبری و اردلان خیلی شاعر های خوبی هستن من سعی می کنم از اونها کتاب بخونم وقتی ترانه میشه انقدر سنگینه مردم نمی فهمن چی میگن، جوونها ی فهمن دارن چی میگن. من برای جوونا دارم می خونم. جوونا اگه نفهمن من چی میگم گیج میشن و باید به نظر من اونایی که خیلی دوست دارت شعر سنگین بخونن، کتاب بخرن. کتاب ایرج جنتی عطایی کتاب داره « زمزمه های یک شب سی ساله » شهريار قنبري کتاب داره « درخت بی زمین » و اینها، اینها رو بخونن ولی وقتی میشه ترانه و قاطی ملودی میشه و تنظیم میشه و خواننده میخواد بخونه بهتره اینجوری بشه که تا کلام از دهن خواننده میاد بیرون ، به گوش میرسه هضم شه دیگه فکر نکن مقصودش چیه؟ چی میگه اینها و حتی میشه این کار ها رو خیلی جدی هم انجام داد. تصور کن خیلی شعر جدی ایه ولی همش هضم میشه. هیچ کلمه ای وجود نداره که هیچکی نفهمه. بعد دوستان همکار در هفته های بعد در تلویزیون جام جم فرمودن که خوب اگر شهریار قنبری اینها رو نمی فهمن مردم دیکشنری بخرن و با فرهنگ لغات یاد بگیرن که به نظر من دیگه حرف مزحک بود و نخیر من فکر میکنم که ترانه لازمش اینه که ساده باشه، شیرین باشه، آموزنده باشه ولی ساده باشه. مردم بفهمن، جوونها بفهمن، حالا به این نتیجه می رسیم که جوونها دارن آرش ها رو گوش میدن. شعری وجود نداره حتی ضرورت ملودی و ریتم باعث باعث شده سه دفعه گفته میخوام میخوام میخوام ولی دارن گوش میدن پس می بینیم که اونجوری می خوان. حالا اگه هنوز دوستان میخوان بشینن جدول و معما درست کنن به عنوان ترانه، بکنن و انشالله که موفق بشن

عید نوروز برنامه های مختلی داری کنسرت های مختلفی داری ولی واسه من جذاب ترینش شبی هستش که در دوبی با هم هستیم در رابطه با اون چی میگی؟ بله، جذاب ترین همیشه. انرژی اصلا فرق میکنه به این دلیل که اینها بیشتر می بینن ( آمریکا و اروپا ) اونا خیلی کم می بینن در نتیجه انرژی بسیار بسیار شدید و زیاد و نوع خوب از انرژی به خصوص ماه مارچ هوا خوب، بیرونه. ما هم دوستای خوبی هستیم. من، تو، مسعود بچه ها دور هم هستیم و همیشه بهترین خاطرات

بیشترین جایی که دوست داری بری کجاست برای خوندن ؟ دوبی

پس من هم آروز میکنم که شب خوبی داشته باشی در کنار هم دیگه مطمئنا با بودن تو و اینکه از قبل داریم با هم دیگه میریم. یه روز قبلش اونجا باشیم با هم دیگه، وقت بیشتری رو باز دوباره با هم سر کنیم و سپری کنیم. هیچ وقت خسته نمیشم از اینکه گفتگو کنم با دوستم چون اسمش گفتگو نیست اسمش مصاحبه نیست اسمش یه گپه به گفته ی فریبا فروهر که نشسته بود داشت نگاه می کرد لابلای اون زمانی که اون آهنگا میرفت داشت می گفت این اصلا مصاحبه نیست. واقعا هم نیستش، یه دو تا دوست دارن با هم صحبت میکنن. خیلی خوشحال هستم. خیلی ناراحت هستم که داری از لس آنجلس میری و به اروپا داری سفر می کنی ولی خوشحال هستم اون کاری که دوست داری انجام میدی  ممنونم ازت، قربون شکلت. منم ممنونم

دانلود قسمت سوم مصاحبه طپش با سیاوش قمیشی ( صوتی – 2,33 Mb )

Shoobert avakian s interview at the mrsong weblog . همان طور که عرض کرده بودم مطلب بعدی گفته های « شوبرت آواکیان » در مورد آلبوم « ابی » است که در قسمتی از آن به سیاوش قمیشی و همکاری او در آلبوم شب نیلوفری پرداخته است. با توجه به اینکه آلبوم قبلی ابی که « شب نیلوفری » نام داشت تماما توسط سیاوش قمیشی آهنگ سازی شد و اثر زیبایی هم روانه ی بازار گردید، مسلما باید برای طرفداران سیاوش قمیشی جالب باشد که چرا این همکاری ادامه پیدا نکرد. اگر به قسمت دوم مصاحبه ی طپش با سیاوش قمیشی که در وبلاگ گذاشته شد هم دقت کرده باشید در این مورد از سیاوش قمیشی پرسیده می شود که چرا با این که آلبومی با موفقیت بیرون می آید و مورد پسند شنوندگان واقع می شود ( شب نیلوفری ) اما ناگهان همکاری متوقف می شود ؟ سیاوش قمیشی در پاسخ به این سوال جواب می دهد که آدم احساسی هست و وقتی دلش از دست کسی چرک شود و بعد بخواهد برای او آهنگ بسازد دستش درست حرکت نمی کند و نتیجه هم نخواهد داد و ادامه می دهد که خیلی هم از کار آخرش راضی نبوده است  و با اشاره ای به همراهی و اجرای بدون اجازه و دو صدائه ی آهنگ « کی اشکاتو پاک میکنه »  ( که سیاوش قمیشی آن را ساخته ) توسط « ابی » و خانم « سایه » و اینکه این اجرا به شدت ضعیف بوده و ابی اجازه ی اجرای دو صدائه ی آن را نداشته به گوشه ای از ماجرا اشاره می کند و در مصاحبه ای دیگر به دخالت اطرفیان ابی در کارهایش در مورد آلبوم  ایراد می گیرد و از دخالت بی جای آنها گِلِه میکند . در مصاحبه با « شوبرت آواکیان »، آهنگ ساز آلبوم جدید ابی ( حسرت پرواز ) که توسط وبلاگ « ابی » انجام شده، نکات کوتاهی در همین راستا بیان شده که بد نیست آن را با هم بخوانیم و بشنویم. در ضمن به نکات ریزی از آهنگ سازی و آشنایی با موزیک هم اشاره شده که بی مورد ندیدم تا برای آگاهی هر چه بیشتر هنر دوستان آنها را در وبلاگ قرار دهم:

از چه موقعه ای با آقاي ابی آشنا شدید و با ایشون کار کردید به صورت کلی؟ شوبرت: آشنائی ما از قبل بود یعنی حدود هشت یا هفت سال پیش ولی سه سال پیش بود توی آلمان هنگامی که کنسرت داشتم، ابی  رو در هتل دیدم شبونه وقتی که کنسرتش تموم شده بود و از من خواست که ما یک همکاری رو شروع  کنیم برای یک دونه آهنگ که همون پروانه ای در مشت بود و بعد از اون افتخارش نصیب من شد چون اون آهنگ رو فکر کنم پیش سه چهار نفر دیگه از دوستان داشتند ولی نپسندیده بودن آهنگ رو بعد از اینکه آهنگی رو که من ساخته بودم رو شنیدند خدا رو شکر پسندیدند و خوششون اومد شروع به همکاری بیشتری کردیم که رسیدیم به همه ي آلبوم

میتونم بپرسم اون افراد چه کسانی بودند؟ شوبرت: به من ابی گفتند که پروانه ای در مشت پیش آقای آندرانیک بوده پیش آقای فريد زلاند و آقای سیاوش قمیشی

بالاخره شما لیاقتش رو داشتی و نصیب شما شد اين آلبوم؟ شوبرت: افتخاری بود واقعا

شوبرت جان خودت خوب میدونی که کار کردن با ابی به همین راحتیا نیست با توجه به وسواسی که ابی نسبت به اهنگها و شعرها داره، سخت گیریهای ابی در حسرت پرواز چگونه یود؟ شوبرت: والا حقیقتش شنیده بودم که ابی خیلی سخت گیره ولی من شاید این شانس رو داشتم که من رو خیلی راحت گذاشت و سخت گیری بیشتر روی کلام داشت که  بیشتر کلام زویا که بتونیم بیشتر در مسیر کارهای ابی باشه از لحاظ تنظیم وملودی، خوشبختانه من خوش بخت بودم که ابی هر چیزی رو که میزدم براش تقریباً می پسندید نود درصد میتونم بگم می پسندید و یه جاهائی رو مثلاً مشکل داشتیم که مثلاً شروع آهنگ ها رو چیکار بکنیم کجا ها رو تکرار بکنیم یا نه که نظرهای خودش هم بسیار نظرهای خوبی بود و بی نهایت لذت بردم از کار کردن با ابی، بی نهایت

آيا در این آلبوم ابي تصميم مي گرفت كه مثلا کجای آهنگ رو با نت بالا برین و کجا رو با نت پائین یا نه شما خودتون طبق همون آهنگ سازی که داشتید این کارهارو انجام می دهید؟ شوبرت: نه اصلا، تصمیمات آهنگسازی نود و پنج درصدش با من بود فقط اون پنج درصد جاهائی که مثلا اتفاقا ابی به من می گفت این چیزی که گذاشتی قشنگه و دوبار تکرار کن مثلا، یا وقتی که آهنگ داره تموم میشه بزار یه بار دیگه من این خط رو تکرار کنم. نظراش بسیار هم نظرهای قشنگی بود ولی خوشبختانه مخالفتی نداشتیم از لحاظ سلیقه

درسته که میگن آلبوم اول قرار بوده با آقای قمیشی باشه؟ شوبرت: بله آلبوم مال آقای قمیشی قرار بود باشه ولی بعد از شب نیلوفری و اختلافاتی که پیدا کردن با آقای قمیشی و کارهائی رو که در شب نیلوفری انجام شد، اگر سی دی اش رو هم نمی دونم کاور به دست شما میرسه یا نه، خونده باشین من کارها رو آخر سر جمع آوری کردم برای ابی برای اینکه سیاوش قمیشی دیگه توی ضبط ها نمی اومد و حوصله ي آهنگسازی برای ابی نداشت، من نمیدونم چرا؟! ولی به من ربطی نداشت که بپرسم نه از ابی نه از سیاوش جان، هر دوشون هم رفیقای منن ولی میدونم که سیاوش کاری رو که قبلاً میکرد نمیکرد برای ابی و شب نیلوفری یه جوری شد که ابی تصمیم گرفت کارش رو بخاطر سیاوش عقب نندازه، چون اون اشتیاق رو دیگه نمی دید

چرا از ریتم شش و هشت ( 6/8 ) استفاده کردید؟ شوبرت: ریتم شیش و هشت واقعا یه بلائی شده برای فرهنگ ایرونی ها و دوست دارم کمی توضیح بدم ریتم  شیش و هشت یکی از زیباترین ریتم هایی که در دنیا ساخته شده و اولا شیش و هشت اصلا ایرانی نیست و یک ریتم آفریقایی ایرونیا اینو به ثبت رسوندن به اسم خودشون، ولی اولین ریتما رو آفریقاییها ساختند و بسیار بسیار قابل احترام برای تمام آهنگسازای دنیا اگر باهاشون صحبت کنی با بهترین استادان دانشگاه های موسیقی اینجا، ریتم شیش و هشت رو بسیار ریتم سخت و خیلی هم قابل احترام میدونن. ریتم شیش و هشت چون که فقط متری که به آهنگ میدی یعنی اندازش اسمش هست شیش و هشت این دال بر این نیست که آهنگ باید بنداز بالا و خیلی رقصی و قری باشه؛ بچه ها تا میگی ریتم شیش و هشت منظورشون باباکرمه، منظورشون آهنگای شیش و هشت لس آنجلسی که میاد بیرون و مثلا ترانه های خیلی چرت و بی ارزشی داره. دقیقا مثل اینکه شما به من بگید شوبرت چه ماشینی ماشین خوبی و من به شما بگم ماشین شیش متری؟! خب ماشین شیش متری که اصلا چیزی رو توضیح نمیده هنوز، ماشین کجائی چه موتوری داره چند سیلندر حجم موتور چیه و اینها همش دلیل که این ماشین رو ماشین میکنه یا نه، با ارزش میکنه یا بی ارزش  6 و 8  یه شماره ای  برای شمردن هر میزان تو یه آهنگ، آهنگ شیش و هشت اصلا چیزی رو توضیح نمیده؛ شما اگه متوجه باشی هر کی توی فرهنگ ما و توی کشور ما صحبت از شش وهشت میکنه انگار قبلا میدونن این چه آهنگی اصلا ربطی نداره به این جریان. شش و هشت فقط متر این آهنگه. مثلا آهنگ چهار چهار، حالا شما میدونی يه آهنگ چهار چهار آهنگ قشنگی یا نه؟ هزار تا چهار چهار براتون می خونم که مبتذل تر از شیش وهشتهاست. ولی اصلا ریتم شیش و هشت و چهار چهار  و سه چهار و دو چهار، اصلا هیچ چیزی رو نمی رسونه؛ اون کلام و اون آهنگ معنی رو میرسونه و پیعام رو میرسونه. اگر پیغام عاشقانست یا سیاسی اجتماعی یا یک حالتی رو بیان میکنه که با ارزشه، پس کار رو کرده و اصلا ربطی به شیش و هشت نداره . حالا یکسری دوست دارن شیش و هشت رو فقط باهاش قِر بدن، میرن یه ترانه میخرن که مربوط به رقص و خوشی کردن و خوشحال کردن مردم توی عروسیهاست، من از شما میپرسم شما خبر دارین که داریوش آهنگ شیش و هشت خونده تا حالا یا نه؟

من فکر میکنم  شش و هشتاشون  SlowRock هستش « آروم شده ریتم » است؟ شوبرت: کدومش؟

مثلاً مثل آهنگ چشم من، 90% آهنگای آقای داریوش شیش و هشت  SlowRock هستش . شوبرت: ولی شیش وهشت دیگه؟

بله درسته شیش و هشته . شوبرت: چه فرق میکنه ما الان داریم راجع به سرعت حرف می زنیم  ولی نمی دونم اسم آهنگارو من حضور ذهن ندارم ولی آهنگی که میگفت « آهای مردم دنیا » این شیش و هشتِ  و بسیار بسیار آهنگایی داریم که خیلی خنده داره برای من که وقتی از شیش و هشت حرف میزنن هیچی نشده این مهر باطل رو رو آهنگ میزنن و میگن این خواننده اصلاً نبایست شیش و هشت میخوند. اصلا این چیزا نیست، اتفاقا زیبا ترین شیش و هشتها رو خوده ابی خونده زیباترین شیش و هشتها رو مثل « مداد رنگی » مثل « تو ای بال و  پر من رفیق سفر من » مثل « خانم گل » مثل « قاصد » اصلا اسم آهنگ برای من، و دوست دارم دوستانم هم بدونن که اصلاً ملاک نیست اسم آهنگ.

« حسرت پرواز » چه تأثیری بر خوده شما گذاشت، تجربه های کاریتون؟ شوبرت: « یک آه جالب ولی بسیار کم » بسیار تجربه ي شیرین و خوبی بود چون که همونجور که گفتم اسیر و دربند هیچ style « سبك » خاصی نبودم که بخوام فکر کنم مثلا خواننده نمی تونه اجرا بکنه یا اینکه مثلا نگران باشم که اوخ الان باید مثلا ترانه هایی رو بگیریم که مردم بفهمند و راضی باشن. بالاخره مردمی بودن ترانه هم مهمه برای یه آهنگساز که چه ترانه ای رو دوست داره روش کار کنه که مردم اینو زود بپذیرن. خوش بختانه شنونده های ابی شنونده های بسیار عاقل وسطح بالایی هستند، ترانه های ایرج اصلا ترانه های آسونی برای درک و فهمیدن نیستن اینه که من خیالم راحت بود که با یه جماعتی روبه رو هستم و با یه شنونده هایی روبروم که فهم این کار هارو خواهند داشت که خوش بختانه تا اینجا خودم اصلا شوکه شدم از جوابی که من دارم از این آلبوم میگیرم، واقعاً در شک هستم که این بچه ها چقدر لطف دارن و مردمی که به من زنگ میزنن یا ایمیلی میزنن و یا منو میبینن ودر حضور به من میگن من شک شدم که چقدر دلهای خیلی کوچولوئی رو اینا توجه کردن که مثلاً در آهنگ صدام کردی موقعی که از نور و غزل زیبا شدم باز رو من زیرش رو با آکاردئون چه کارا کردم و این خیلی منو خوشحال میکنه که شنوده های ما، از نوع شنونده های رقص و اینا نیستن و واقعا کسایی هستن که به این نکات ارزش میدن  و آهنگ رو واقعا تجزیه و تحلیل میکنن بعد گوش میدن، واقعا در شکم و در مات موندم که شنونده های ابی چقدر روحیه خوبی به من دادن برای حسرت پرواز

آهنگ « صدام کردی » وقتی دوباره برای بار آخر ابی عزيز میگه صدام کردی صدام کردی نگو نه، آیا این رو بهش میگن مودلاسیون؟ شوبرت: بله. مودلاسیون اسم لاتینش، اسم ایتالیایی یا فرانسویا میگن مودلاسیون به انگلیسی میشه ماجلِیشن که حرف مودلاسیون وقتی که شما ازهارمونیهایی استفاده می کنی که مترادف هستند با گامی که شما توش هستی و بتونی با یک مانور خیلی شیرینی گام رو عوض بکنی که شنونده زده نشه از اون تغییری که شما دادی بالاخره گام آهنگ عوض شده، شنونده نباید شک بشه فقط باید به راحتی این رو بپذیره و شما اگر این رو خوب انجام بدی بسیار کار حرفه ای  و دلنشینی میشه. معمولاً آهنگهایی رو که  ترانه ي بسیار درازی داره، من فکر می کنم به عنوان آهنگساز، حالا خدا می دونه شایدم اشتباه میکنم؛ سلیقه ي من و تجربه ی من به من میگه که وقتی که ترانه شعر زیادی داره برای گفتن حرف زیادی داره، آهنگساز باید هر چقدر میتونه روده درازی نکنه توی شروع آهنگ، برای اینکه داستان گفتنی زیاده باید وقت رو بذاره برای ترانه سرا تا این حرفا توسط خواننده گفته شه و برای همین هم است اگر متوجه شده باشین « صدام کردی » یک شروع سه ثانیه ای  داره یا چهار ثانیه ای داره وبلافاصله ابی وارد خوندن میشه که  من همین کار رو کردم و دلیل دوم  ماجيلِیشن  اینه که وقتی که دوباره دیدم ترانه درازه شما بعد یه سه دقیقه ای  دیگه شنونده رو گوشش رو پر کردی با اشعار و همه ي این گفته هایی که خواننده باید بگه، پس یه تنوعی لازم داره؛ این گام عوض کردن یا همون مودلاسیون کمک میکنه یک طراوت دیگه یک نفس دیگه ای به شنونده میدی که از آهنگ خسته نشه. برای اینه که شما حتی تو آهنگ پل  گوگوش و  واروژان عزیز که با آقای جنتی هم کار کردن این آهنگ رو اگه توجه کرده باشین، همون چهار میزان اول ملودی داریم بعد خواننده شروع به خوندن میکنه، اونم از آهنگهایی که واقعا ترانه ی بسیار درازی داره و گفتنی های زیاد

شوبرت جان میکسر این آلبوم کیه؟ کار خوده شماست؟ شوبرت: میکسش که كار خوده بندست با اینجینییری که کار کردم، چون که یه میکس برای من مینیمم دو روز کار داره که روز اول که شروع به کار میکنیم سعی میکنم اینجینییر رو بذارم تمام کارها رو انجام بده، تمام تمیز کاریاش رو انجام بده، آخر سر که میرسه به بالانس کردن صداها و شروع کردن به نوشتن و من هم نمیدونم آشنا هستید یا نه، یعنی توسط کامپیوتر تصمیم میگیری که کجا چه سازی رو چقدر بیاره بالا بعد بیاره پائین؛ به این جاها که میرسید و اِدیت کردن صداهای ابی که مطمئنم توی سی دی ناقص و سی دی کامل به وضوح معلومه کارایی رو که من روی صدای ابی کردم، این اِفکتهایی که زیباتر میکنه صدا رو، اونجاست که روز دوم میکس و من وارد کار میشم که بالاخره اون میکس رو انجام میدم. ولی کارهای اولیه رو دوست دارم اینجینییرها کار کنن مخصوصا که دوست دارم ایرونی نباشنه و من راضی ترم که ایرونی نباشه برای اینکه: تحت تأثیر شعر قرار نمیگیرن، وقتی که ایرونی نیستن تحت تأثیر کلام وصدای خواننده یا چه جوری تحریر داده قرار نمی گیرن و بیشتر حواسشون به فرکانسهایی که امکان داره گوش رو اذیت کنن و سعی میکنن این فرکانسها رو فیلتر و تمیز کنن؛ کلا همیشه نتیجه ي بهتری گرفتم با غیر ایرانی برای میکس فقط.

دانلود مصاحبه ی کامل با شوبرت آواکیان ( صوتی – 6Mb  - لینک از وبلاگ ابی )

نوشته شده توسط هومن در تاريخ چهار شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۵ ساعت 23:58
ويرايش شده در تاريخ دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۸۵ ، ساعت 23:51